عباس امیر انتظام در خاطراتش: دانشجویان بارها گفته اند علیه اقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و رفسنجانی هم مطالبی بسیار پیدا شده است

فرستاده شده: 25/12/2010 توسط Green Boy در عمومي
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,

در بخشی از خاطرات امیر انتظام که توسط وبسایت عباس امیر انتظام منتشر شده است، وی از روزهای بازداشت خود توسط دانشجویان پیرو خط امام در یک خانه جنب سفارت اشغال شده امریکا سخن میگوید وی خاطرات خود از روز شنبه 29 دی 58 را بازگو میکند که روز 31 ام بازداشت خود را در آن خانه میگذراند. وی میگوید که دانشجویان پیرو خط امام ساعت 8 شب در تلویزیون علیه او به قول خودشان افشاگری شماره 26 را انجام داده اند در حالی که وی بارها انها را تکذیب کرده است وی میگوید در زمان بازداشتش «بارها اقای باقری و ناصر الادپوش و همه دانشجویان گفته اند که علیه اقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و رفسنجانی هم مطالبی بسیار پیدا شده است اما همه انها در مسند قدرت و اداره امور کشور نشسته اند و من را دارند اماده میکنند تا در پای معبد (سفارت آمریکا) قربانی کنند»

متن کامل خاطرات عباس امیر انتظام در روز شنبه 29 دی 58 که در اسارت دانشجویان پیرو خط امام است در ادامه می آید …

شنبه 29 دی ماه 1358 (سی و یکمین روز بازداشت)

امروز آقای باقری امد و گفت که امشب باز هم دانشجویان به افشاگری ادامه خواهند داد. ضمنا گفت عکسی را از من و عده ای زن و مرد که در یک مهمانی بودیم اورده اند و در اختیار دانشجویان قرار داده اند. گفت عکسی ندارم که نگران پیدا شدن ان باشم ولی خوب بود می توانستم ان را ببینم. ضمنا پرسیدم که آیا آقای بازرگان موفق شده امام را ببیند یا نه؟ گفت تا انجا که او اطلاع دارد به دیدن امام رفته است. گفتم ممکن است خواهش کنم که با او تلفنی صحبت کنم. گفت: باشد، ولی فکر نکنم درست باشد که دائما از او بپرسی چون اگر جواب امام مثبت باشد او خودش شایق تر است که فوری جواب را به اطلاعت برساند. مفهوم بیان او این بود که امام جواب منفی داده اند.

این سوالی که من را دیوانه میکند این است که امام، جانشین پیامبر اسلام و رهبر انقلاب اسلامی ایران چرا اجازه نمیدهد که از من رفع ظلم بشود. چرا اجازه نمیدهد ایشان را ببینم و چرا توضیحات بازرگان، سحابی و حاج سید جوادی که مظهر شرف و صداقت هستند در ایشان تاثیر نمیگذارد. خدایا تو کمک کن چه باید بکنم.

امشب دانشجویان پس از اخبار ساعت 8 بعد از ظهر به قول خودشان افشاگری شماره 26 را منتشر کردند به آن گوش دادم. خدایا چطور ممکن است که همه دست اندر کاران این چنین برای محکوم کردن مظلومی و به کرسی نشاندن اتهامات ناحق خودشان با هم این چنین همکاری و همبستگی داشته باشند. دانشجویان به دو مساله اشاره کردند که یکی مساله مجلس خبرگان بود که ذز بین اسناد خودم در سوئد داشتم و با وجودی که در مورد آن به دادستانی نامه نوشته ام و همه جزئيات آن را شرح داده ام و آقای محمدی (ناصر آلاد پوش) هم تحقیق کرده و درست بوده است اما باز دانشجویان به عنوان یک سند بر علیه من بیان میکنند. دوم این که صدور اجازه خروج لوازم شخصی افراد سفارت امریکا را در ان دوران طبق دستور نخست وزیر، به دلیل این که همه تلاش و کوشش در جهت کمتر کردن بار دولت بود و مشابه این اجازه تقریبا به همه سفارتخانه هایی که مراجعه کردند داده شد، بر علیه من مطرح کرده اند و ان را به عنوان سندی در جهت عکس خط امام توجیه کرده اند

و از همه جالب تر این که ملت ایران را به دو گروه تقسیم کردند که یک گروه انها بدون کمک یک ابر قدرت جهانی نمی توانند برای خودشان و ایران موجودیت قائل شوند و با کمال بی انصافی من و گروه سیاسی ما و مهندس بازرگان را در این مسیر قرار داده اند. ما چه گفتیم و چه کردیم که مستوجب بمباران این همه اتهام دروغ باشیم. خدایا هیچ کس در این مملکت نیست که از حق ما دفاع کند. نه حق حرف زدن و دفاع از خودمان را داریم و نه سبک و سیستم خاصی که به وجود امده به کسی اجازه دفاع از ما را میدهد. چه باید بکنیم؟

جالبتر از همه این است، با وجودی که بارها آقای باقری و ناصر آلاد پوش و همه دانشجویان گفته اند که بر علیه اقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و رفسنجانی و دیگران هم مطالبی بسیار پیدا شده اما همه ان ها در مسند قدرت و اداره امور کشور نشسته اند و من را دارند اماده میکنند تا در پای معبد ( سفارت آمریکا) قربانی کنند. الهی تو چگونه اجازه میدهی که این همه ظلم و ستم به نام تو و دین تو به من و دوستان ما اعمال شود

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.