سيد مجتبي واحدي در جديدترين مقاله انتقاديش به بررسي صحبت هاي چند روز پيش خامنه اي پرداخته و آن را از زواياي مختلف مورد ارزيابي قرار داده است

سيد مجتبي واحدي:

در باب «وحدت خواهی» اخیر آقای خامنه ای، تحلیل های متفاوتی ارائه شده است . عده ای معتقدند او با درک خطر خارجی، به فکر کاهش اختلافات در داخل افتاده است. بنابر عقیده این گروه، او می خواهد همه ظرفیت های داخلی را به کار بگیرد تا یک بار دیگر خطراتی که پیش روی حکومت مادام العمر «ولی فقیه» قرار گرفته است را از سر بگذراند . اگر نگرانی از خطر خارجی ـ تحریم یا حمله ـ موجب تغییر لحن آقای خامنه ای شده باشد قاعدتا مخاطب اصلی او «اصولگرایانِ حاکم»در کشور نبوده اند زیرا رهبر جمهوری اسلامی، ازحمایت اکثریت اصولگرایان برخوردار است.

پس اگر او به دنبال افزایش وحدت در کشور باشد احتمالا نیاز به همراهی دو گروه، او را به مهربانی ظاهری واداشته است. در واقع او در رویکرد جدید خود به کسانی لبخند مصنوعی می زند که تا چندی قبل، بخشی از آنان را «سران فتنه» می نامید و برای بخش دیگر، نام «خواص بی بصیرت»را انتخاب کرده بود. کمک خواهی آقای خامنه ای از این دو گروه برای دفع خطر خارجی، یکی از احتمالاتی است که می تواند موجب تغییر لحن او شده باشد. بر همین اساس ، برخی از اصولگرایان معتدل که در یک سال گذشته از هم زبانی با کودتاگران خودداری کرده بودند و در همین مدت نسبت به اظهار نظرهای نسنجیده احمدی نژاد و پیامد های آن هشدار می دادند نیز اکنون از ضرورت جذب حداکثری سخن می گویند.

البته بعید است هدف واقعی از اظهارات جدید رهبر جمهوری اسلامی ، جذب اصلاح طلبان و جلب همکاری آنها باشد زیرا او هنوز به خاطر سالهای انزوا و بی اختیاری در دوره هشت ساله ریاست جمهوری ، کینه اصلاح طلبان را به دل دارد و همین کینه ورزی ،در تمام بیست ویک سال گذشته، مانع همکاری حقیقی او با اصلاح طلبان شده است . از سوی دیگر ، اصلاح طلبان هم در حال حاضر علاقه و انگیزه ای برای نزدیکی به رهبر جمهوری اسلامی ندارند زیرا نتیجه فوری هرگونه همکاری با آقای خامنه ای، ریزش شدید در میان میلون ها ایرانی خواهدبود که هم اکنون به خاطر ایستادگی در برابر کودتاگران ازاصلاح طلبان حمایت می کنند. ضمن آنکه اصلاح طلبان از رفتار رهبر جمهوری اسلامی در بحران های قبلی ـ مانند نا آرامی های پس از حمله به کوی دانشگاه ـ تجربه خوبی ندارند .

او در تمام دوره رهبری خود نشان داده که هر گاه از بحران عبور کرده ، مهربانی با اصلاح طلبان را به کناری نهاده وحتی به انتقام گیری از آنها پرداخته است .اما احتمالا آقای خامنه ای به سه دلیل از این تلقی که «او به دنبال همکاری با اصلاح طلبان است » استقبال خواهد کرد. نخستین دلیل، کاربرد بین المللی این تلقی است . در واقع ، رهبر جمهوری اسلامی با حرکت تاکتیکی جدید ، این پیام را برای قدرت های جهانی مخابره می کند که در صورت هرگونه تحرک جدی علیه ایران ،او فرماندهی لشکر بزرگی را به عهده خواهد داشت که بسیاری از اصلاح طلبان ونیروهای طرد شده در یک سال اخیر نیز در میان آنان هستند . به تصور او، قدرت های جهانی برای مقابله با کودتاگران و حامیان آنها در ایران ، مشکل زیادی ندارند اما اگر اصلاح طلبان نیزدر کنار رهبر قرار گیرند، هم قدرت داخلی آقای خامنه ای به شدت افزایش خواهد یافت وهم مخالفت های جدی در عرصه بین المللی، مانع تحرک مؤثر امریکا و اروپا علیه دولت ایران خواهد شد لذا او ترجیح می دهد که عده ای در داخل و خارج از کشور به این فرضیه دامن بزنند که «مقصود رهبر جمهوری اسلامی از اظهارات اخیر، جذب گروههایی از اصلاح طلبان بوده است» .

دومین دلیل که می تواند موجب رضایت از شایعه «علاقه رهبر جمهوری اسلامی به جلب همکاری اصلاح طلبان» شود تأثیر منفی این شایعه در میان بخش هایی از حامیان جنبش سبز است . در واقع ، رفتار خشن وغیر انسانی کودتاگران در برابر خواسته مشروع میلیون ها ایرانی معترض ، شرایطی در داخل کشور به وجود آورده که حتی توهم نزدیک شدن اصلاح طلبان به رهبری ، می تواند بخش هایی از جامعه را نسبت به صداقت آنان مردد نماید . بر همین اساس ، بعضی از سخن گویان رهبری با خبر رسانی غیر صادقانه نسبت به احتمال این همکاری ، تخریب اصلاح طلبان در میان مخالفان کودتا را تعقیب می نمایند.البته مذاکره داخلی برای کاهش مشکلات مردم ، به طور کلی مذموم نیست اما جناح رهبری بدون ان که حاضر به گفتگویی واقعی باشد ، یک «سیاست بازی غیر اخلاقی» به را ه انداخته که تنها هدف آن ، کاهش فشارها بر رهبری و ایجاد فرصت برای زدن ضربات بیشتر به اصلاح طلبان است .

امابرای آن که اصلاح طلبان ، مخاطب اظهارات اخیر رهبری تلقی شوند دلیل سومی هم وجود دارد که به نظر نگارنده ، مهم ترین دلیل در این زمینه است . این دلیل ،اولتیماتوم به احمدی نژاد است که پس از کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ ، سرکشی و طغیان دربرابر رهبری را آغاز کرده است. آقای خامنه ای از چندی پیش ، به نزدیکان خود اجازه داد به تحقیر و تخریب احمدی نژاد بپردازند تا او بداند بدون حمایت رهبری ، نمی تواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد .در واقع ، پس از « چراغ سبز رهبری برای لجن مال کردن احمدی نژاد » بود که او را با عباراتی همچون «کودک لجباز» توصیف کردند، رفتار او را «گردن کشی» نامیدند و پرونده اختلاس هشتصد میلیارد تومانی معاون اولش را افشا نمودند. همین چراغ سبز بود که به «رئیس گوش به فرمان قوه قضائیه» انگیزه داد تا احمدی نژاد را به رعایت «عفتِ کلام»‌تشویق کند و رئیس ستاد فرماندهی کل قوا را تشویق کرد در برابر محبوب ترین فرد برای احمدی نژاد بایستد .

اما هیچیک از این اظهارات ، موجب گوشمالی و تغییر رفتار احمدی نژاد نشد و حتی بر طغیان گری او افزود . احمدی نژاد برای اعلام ایستادگی در برابر آقای خامنه ای ، در یک سال گذشته هر ماه یک اختیار به مجموعه اختیارات مشایی افزود و دقیقا با افزایش مخالفت های درون جناحی اصولگرایان با وی، بخشی از اختیارات وزیر خارجه را نیز به مشایی داد تا زنجیره «تو دهنی» های خود به رهبری و سخن گویان اصولگرای او را تکمیل کند . احمدی نژاد در این مورد هیچ نگرانی ندارد زیرا به خوبی از ضعف پایگاه داخلی و خارجی اصولگرایان مطلع است و در گذشته نیز روابط او با اصولگرایان، مبتنی بر بهره کشی های یک طرفه بوده است. به هر حال، سرجمع رفتارهای احمدی نژاد به آقای خامنه ای نشان داد که حتی اگر همه اصولگرایان با استفاده از چراغ سبز رهبری در برابر احمدی نژاد بایستند او رفتار خود را تغییر نخواهد داد. لذا اکنون اراده رهبری بر آن تعلق گرفته که احمدی نژاد را به نحو دیگری تهدید نماید.

القای احتمال نزدیکی مجدد آقای خامنه ای به بعضی اصلاح طلبان وهمچنین بهبود روابط او با هاشمی رفسنجانی و جذب مجدد «خواص بی بصیرت» مهم ترین دلیلی است که می تواند تغییر ناگهانی لحن رهبر جمهوری اسلامی را توجیه کند .آقای خامنه ای در ماه های اخیر متوجه شدکه ایستادگی عوامل پارلمانی ، قضایی و نظامی رهبری در برابر احمدی نژادبه نتیجه مطلوب نمی رسد زیرا رئیس دولت کودتا در یکسال گذشته با تزریق میلیاردها دلار به بدنه سپاه وبذل و بخشش های کلان به گروهی از آخوندهای دنیاپرست، در میان «فرمانبران رهبری» دو دستگی ایجاد کرده وعده ای از آنها را به طرف خود جذب نموده است . پس اکنون مقرر گردیده که این « سربازِ دست بوسِ دیروز» و «کودتاگِر یاغیِ امروز » را به «گرد هم آوردن طیف وسیعی» تهدید کند که فصل مشترک همه آنها تنفر یا وحشت از احمدی نژاد است .البته نسبت به کارآمدی این « اولتیماتومِ دیرهنگام » تردید اساسی وجود دارد اما فرصت خوبی برای مخالفان کودتا در ایران است تا به تحکیم مواضع خود بپردازند.

منبع: جرس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s